معنی منقعة
6 بازدید
[ مِ / مَ قَ عَ ] (ع اِ) دیگ سنگین. ج، مناقع. (مهذب الأسماء). ظرفی است خردتر یا دیگچه که شیر و خرما نهند و کودکان را خورانند. (از منتهی الارب) (آنندراج). دیگ سنگین خرد که در آن شیر و خرما نهند و به کودکان خورانند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مَ قَ عَ ] (ع اِ) جایی که آب در آن گرد آید. ج، مناقع. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ مِ قَ عَ ] (ع اِ) خنور تر نهادنی. (منتهی الارب). خنوری که در آن دارو را در آب آغشته کرده می خیسانند. (ناظم الاطباء). ظرفی که در آن دارو یا مویز خیسانند. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «منقعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر