معنی منقصه
6 بازدید
[ مَ قَ صَ / صِ ] (از ع، اِ) منقصة. منقصت. نقص. عیب. کاستی : اخلاص و صدق و منقبه داریم و خود نداشت غدر و نفاق و منقصه تا خاندان ماست. خاقانی. رجوع به منقصة و منقصت شود.
کلمات همقافیه با «منقصه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صه» برای سرودن شعر