معنی منقشلاغ
6 بازدید
[ مَ قَ ] (اِخ) قلعه ای است استوار در نهایت حدود خوارزم و سقسین و نواحی روس به نزدیک دریا و در محل جریان جیحون در ساحل دریای طبرستان. (از معجم البلدان). اکنون نام شهرستانی است در ایالت وسیع ماوراء خزر، بین دریای خزر و خیوه که در حدود یک صد و پنجاه هزار کیلومتر مربع مساحت و یکصد و پنجاه هزار تن سکنه دارد و جملگی از طایفهٔ قرقیز هستند. (از قاموس الاعلام ترکی). رجوع به همین مأخذ شود: سلطان جلال الدین چون جواز لشکر مغول بر صوب عراق بشنید و به منقشلاغ رفت. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «منقشلاغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اغ» برای سرودن شعر