معنی منقشة
6 بازدید
[ مُ نَ قْ قِ شَ ] (ع اِ) سر شکستگی که استخوان از وی شکسته باشد. (منتهی الارب) (آنندراج). سر شکستگی که به استخوان رسیده باشد. (ناظم الاطباء). شکستگی سر که آن را منقلة گویند. (یادداشت مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد). رجوع به منقلة شود.[ مِ قَ شَ ] (ع اِ) قلم سربی و مداد. || قلم مو. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «منقشة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شة» برای سرودن شعر