معنی منقرس
6 بازدید
[ مُ قَ رِ ] (ع ص) مبتلا به نقرس. (یادداشت مرحوم دهخدا): و قد یتخذ من هذا الحجر اجران فیضع فیه المنقرسون ارجلهم. (ابن البیطار) (یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «منقرس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر