معنی منفعلة
7 بازدید
[ مُ فَ عِ لَ ] (ع ص) تأنیث منفعل. رجوع به منفعل شود. || مجموعهٔ کیفیات نفسانی. مقابل عاقله و فاعله (اراده). (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «منفعلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر