معنی منعمة
6 بازدید
[ مُ نَ عْ عَ مَ ] (ع ص) زن نیکوزندگانی و نیکوخورش. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد): امرأة منعمة؛ زن دارای آسایش و رفاهیت. جاریة منعمة؛ دختر خوش گذران نیکوعیش و نیکوخورش. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «منعمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر