معنی منظلم
15 بازدید
[ مُ ظَ لِ ] (ع ص) ستم کشنده. (آنندراج) (از اقرب الموارد). ستم کشیده و اذیت دیده. (ناظم الاطباء). متحمل ظلم. کشندهٔ ظلم. ستم بر. جورکش. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «منظلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر