معنی منظری
5 بازدید
[ مَ ظَ ری ی ] (ع ص) نیکومنظر. (منتهی الارب): رجل منظری؛ مرد خوش روی و نیکومنظر. (ناظم الاطباء). منظرانی. (اقرب الموارد). رجوع به منظرانی شود.
کلمات همقافیه با «منظری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر