معنی منظرگه
5 بازدید
[ مَ ظَ گَ هْ ] (اِ مرکب) منظرگاه : دل خراب چو منظرگه اله بود زهی سعادت جانی که کرد معماری. مولوی (کلیات شمس چ فروزانفر) (فرهنگ نوادر لغات). رجوع به منظرگاه شود.
کلمات همقافیه با «منظرگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر