معنی منضور
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) تر و تازه و باآب. (آنندراج). تر و تازه و آبدار و بانضارت و تازگی و بارونق و شکفته و زیبا. (ناظم الاطباء). - منضور شدن؛ شکفته و سبز شدن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «منضور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر