معنی منضجات
6 بازدید
[ مُ ضِ ] (ع ص، اِ) داروهای منضج. (ناظم الاطباء). جِ منضجة، تأنیث منضج. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به منضج شود.[ مُ نَ ضْ ضَ ] (ع ص، اِ) جِ مُنَضَّج. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به منضج شود.
کلمات همقافیه با «منضجات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر