معنی منصوص
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) به تحقیق رسانیده شده. (غیاث) (آنندراج). در نهایت تفحص تحقیق شده. (ناظم الاطباء). || آنچه از آیت صریح غیر محتاج به تأویل یا از حدیث صریح به ثبوت رسانیده شده باشد. (غیاث) (آنندراج). به ثبوت رسانیده شده. (ناظم الاطباء). - حکم منصوص العلة؛ آنچه علت حکم در ضمن دلیل بیان شده باشد مثل اینکه: الخمر حرام لأنه مسکر. (از یادداشت مرحوم دهخدا). || معین شده. (ناظم الاطباء). - المنصوص علیه؛ معین. (اقرب الموارد). || ظاهر و آشکار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «منصوص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وص» برای سرودن شعر