معنی منصوریه
7 بازدید
[ مَ یَ ] (اِخ) رجوع به منصورة شود.[ مَ یَ ] (اِخ) یکی از فرق غلات اصحاب ابومنصور عجلی. (بیان الادیان). اصحاب ابومنصور عجلی هستند که معتقد بودند پیامبری تا ابد منقطع نگردد و بهشت مردی است که ما مأمور به دوستی او هستیم و وی همان امام است و دوزخ مردی است که ما به دشمنی وی دستور یافته ایم و او ضد و خصم امام است. (از تعریفات جرجانی). پیروان ابی منصور عجلی هستند که می گفت امامت در فرزندان علی بگردید تا به ابوجعفر محمدبن علی بن الحسن، معروف به باقر رسید و او نیز جانشین باقر است سپس ابومنصور دعوی رفتن به آسمان کرد و گفت خدای در آنجا به دست خود سر مرا نوازش کرده فرمود ای پسرک من، از سوی من تبلیغ کن، پس مرا از آسمان به زمین آورد و گفت او همان پاره است که خدای به افتادن آن از آسمان در قرآن اشاره کرده و فرموده است {/B«وَ إِنْ یَرَوْا کِسْفاً مِنَ اَلسَّمََاءِ سََاقِطاً یَقُولُوا سَحََابٌ مَرْکُومٌ »۱-۱۰۵۲:۴۴/}. اینان روز رستاخیز و بهشت و دوزخ را باور ندارند و گویند بهشت شادکامی و آسایش جهان و دوزخ رنج و بدبختی در آن است. (ترجمهٔ الفرق بین الفرق بغدادی ص ۳۵۱ و ۳۵۲). رجوع به همین مأخذ و کشاف اصطلاحات الفنون و خاندان نوبختی ص ۲۶۵ شود.[ مَ یَ ] (اِخ) قلعه ای بوده است از اسماعیلیان نزدیک طالقان. (یادداشت مرحوم دهخدا).[ مَ یِ ] (اِخ) دهی از دهستان میان آب (بلوک عنافجه) است که در بخش مرکزی شهرستان اهواز واقع است و ۳۷۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ مَ یِ ] (اِخ) دهی از دهستان مرکزی بخش حومهٔ شهرستان بهبهان است و ۹۲۱ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ مَ یِ ] (اِخ) دهی از دهستان پایین جام است که در بخش تربت جام شهرستان مشهد واقع است و ۲۴۱ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «منصوریه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر