معنی منستیر

معنی منستیر

6 بازدید
[ مُ نَ ] (اِخ) موضعی به افریقیه معبد زاهدان و تارکان. (منتهی الارب). شهری در تونس بر شبه جزیره ای در خلیج حکامه که ۲۰۰۰۰ تن سکنه دارد و بندری است صید ماهی را. (از لاروس). چون از دیرباز مسیحیان دیری در این ناحیه تأسیس کرده بودند این شهر بدین سبب منستیر نامیده شد. (از المنجد). رجوع به معجم البلدان و قاموس الاعلام ترکی شود.
[ مُ نَ ] (اِخ) شهری در افریقیه و اهل آن قومی از قریش و میان آن و قیروان شش مراحل است. (منتهی الارب). رجوع به معجم البلدان شود.
[ مُ نَ ] (اِخ) یا «بیتولج» یا «بیتولا» شهری در یوگسلاوی که ۵۴۰۰۰ تن سکنه دارد و در سالهای ۱۹۱۵-۱۹۱۸م. جنگهای سختی در این ناحیه به وقوع پیوست. (از لاروس) (از المنجد).
[ مُ نَ ] (اِخ) موضعی است شرقی اندلس. (منتهی الارب). در سوق الاندلس میان لقنت و قرطاجنه واقع است. (از معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «منستیر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید