معنی منساح
9 بازدید
[ مِ ] (ع اِ) آنچه بدان خاک پرانند. به فارسی سکو است. (منتهی الارب). جاروب و سکو و ابزاری که بدان خانه را بروبند. (ناظم الاطباء). چیزی که با آن خاک را دور کنند و بپراکنند. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «منساح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اح» برای سرودن شعر