معنی منزلگه

معنی منزلگه

10 بازدید
[ مَ زِ گَ هْ ] (اِ مرکب) جایی که مسافران و کاروانیان فرودآیند. جایی که رهروان بار و بنه افکنند آسایش را: در آن بیابان منزلگهی عجایب بود که گر بگویم کس را نیاید آن باور.فرخی. یاد باد آن شب که یارم دل ز منزل برگرفت بار در بست و ره منزلگه دیگر گرفت. امیر معزی (دیوان چ اقبال ص ۷۶). - منزلگه دارالغرور؛ کنایه از دنیاست : الرحیل ای خفتگان کاینک صدای نفخ صور رخت بربندید از این منزلگه دارالغرور. جمال الدین اصفهانی. - منزلگه کم بیشها؛ کنایه از دنیاست : چو زین منزلگه کم بیشها بیرون شود ز آن پس نیابد راه سوی او زیادتها و نقصانها. ناصرخسرو. || اقامتگاه. محل اقامت. جایگاه. مکان : مهین عالم آن را نهد فیلسوف که منزلگه انبیا و اصفیاست.ناصرخسرو. جز در دل خاک تیره منزلگه نیست افسوس که این فسانه هم کوته نیست. منسوب به خیام. از خون جگر سیل و ز دل پاره در او خاک منزلگهش از آتش سوزان دمان بود. سنائی (دیوان چ مصفا ص ۴۲۴). منزلگه خورشید است بی نور رخش تیره دولتکدهٔ چرخ است از قدر و قدش مرکب. سنائی (ایضاً ص ۳۹). به منزلگه خویش گشتند باز به رزم دگرروزه کردند ساز.نظامی. شب تیره و ابر هائل چو دود به منزلگه حاتم آمد فرود.سعدی (بوستان). هر که دانست که منزلگه معشوق کجاست مدعی باشد اگر بر سر پیکان نرود. سعدی. کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست این قدر هست که بانگ جرسی می آید. حافظ. ساروان رخت به دروازه مبر کآن سر کو شاهراهی است که منزلگه دلدار من است. حافظ. واعظ شحنه شناس این عظمت گو مفروش زآنکه منزلگه سلطان دل مسکین من است. حافظ. || منبع. منشأ. مرکز. مبدأ. مقر: بازیگه شمس و قمر و ببر و هزبر است منزلگه جود و کرم و حلم و وقار است. منوچهری. ای قصر دل افروز که منزلگه انسی یارب مکناد آفت ایام خرابت.حافظ. رجوع به منزلگاه شود.

کلمات هم‌قافیه با «منزلگه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید