معنی منذاغورس
7 بازدید
[ مَ رَ ] (معرب، اِ) منذغوره. مهرگیاه. مردم گیاه. یبروح. (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به منداغورس و یبروح شود.
کلمات همقافیه با «منذاغورس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر