معنی منحنی

معنی منحنی

7 بازدید
[ مُ حَ ] (ع ص) خمیده. (غیاث) (آنندراج). کج و خمیده. (ناظم الاطباء). خم. بخم. خمیده. منعطف. (یادداشت مرحوم دهخدا): تا در عمل هندسه نگردد خطی که بود منحنی موازی.مسعودسعد. گرداند او به دست شب و روز و ماه و سال چون دال منحنی الف مستقیم ما. سنائی (دیوان چ مصفا ص ۳۲). اشکال هندسی چون مثلثات و مربعات و کثیرالاضلاع و مدور و مقوس و منحنی و مستقیم برکشید. (سندبادنامه ص ۶۵). - خط منحنی؛ (اصطلاح هندسه) خطی است که نه مستقیم باشد و نه منکسر و نه شامل قطعات مستقیم. و ممکن است باز باشد چون قوسی از دایره و بیضی و جز آنها و یا بسته باشد مانند دایره. رجوع به دایرة المعارف فارسی ذیل خط شود: تا حرف بی نقط بود و حرف با نقط تا خط مستوی بود و خط منحنی... منوچهری. || گوژپشت. (غیاث) (آنندراج). خمیده قامت. کوز. کوژ. دوتا: شاد باش ای منحنی پشت تو اندر راه دین دیر زی ای ممتحن خصم تو اندر امتحان. سنائی (دیوان چ مصفا ص ۲۲۹). صد جوال زر بیاری ای غنی حق بگوید دل بیار ای منحنی.مولوی. باز از بعد گنه لعنت کنی بر بلیس ایرا از اویی منحنی.مولوی. کاین فلک منحنی سالخورد قد الف وار مرا دال کرد.خواجو. می ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت خوش بگذران و بشنو از این پیر منحنی. حافظ. || مجازاً به معنی ضعیف و ناتوان. (غیاث) (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «منحنی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید