معنی منحاة
6 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) آب راههٔ خمیده. (منتهی الارب) (آنندراج). آب راههٔ خمیده و مسیل کجواج. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || راه آبکش؛ یعنی مابین چاه تا منتهای سانیه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). راه آبکش؛ یعنی راهی که شتر آبکش از کنار چاه تا به آخر می پیماید. (ناظم الاطباء). ج، مناحی. (اقرب الموارد). || اهل المنحاة؛ بیگانگان. (منتهی الارب) (آنندراج). بیگانگان که خویشاوندی ندارند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مُ ] (ع ص) کمان آکنده و سطبر. (منتهی الارب). کمان ستبر. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || ناقهٔ بزرگ کوهان. (منتهی الارب). ماده شتر کلان کوهان. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «منحاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر