معنی منجیات
8 بازدید
[ مُ ] (ع ص، اِ) جِ منجیة، تأنیث منجی. مقابل مهلکات. (یادداشت مرحوم دهخدا). رهاننده ها. اعمالی که موجب نجات و رستگاری است : دوستی دنیا از مهلکات است و دشمنی وی از منجیات. (کیمیای سعادت چ احمد آرام ص ۷۳۳)... و یا در آنچه محبوب حق است... و آن طاعت و منجیات است. (کیمیای سعادت ایضاً ص ۷۸۱). و از منجیات چیست که وی را نیست تا طلب کند. (کیمیای سعادت ایضاً ص ۷۸۲). الحمدللََّه که از اسفل درکات مهلکات به افضل درجات منجیات رسید. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص ۲۷۰). اصل علمی را که بخشد ایمنی از مهلکات در حقیقت با علوم منجیاتش انتماست. ابن یمین (دیوان چ باستانی راد ص ۳۸). رجوع به منجی شود.
کلمات همقافیه با «منجیات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر