معنی منجمده
6 بازدید
[ مُ جَ مِ دَ ] (ع ص) منجمدة. تأنیث منجمد: منطقهٔ منجمدهٔ شمالی و جنوبی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به منجمد شود.
کلمات همقافیه با «منجمده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر