معنی منجخ
8 بازدید
[ مِ جَ ] (اِ) سنگی باشد که بر فلاخن گذارند و اندازند و به این معنی به جای نون لام هم بر نظر آمده است. (برهان) (آنندراج). در جهانگیری و رشیدی «ملخچ» به این معنی آمده. رجوع به ملخچ شود.[ مُ نَ ج جِ ] (ع ص) سرفنده. (منتهی الارب) (آنندراج). سرفنده. آنکه سرفه می کند. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «منجخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جخ» برای سرودن شعر