معنی منتنون

معنی منتنون

7 بازدید
[ مَ تِ نُنْ ] (اِخ) فرانسواز دوبینیه مارکیز دو. دختر کوچک آکریپا دوبینیه (۱۶۳۵-۱۷۱۹ م.). او را نخست در کلیسای کاتولیک نام گذاری کردند، ولی بوسیلهٔ کالونیست ها تربیت شد و سپس به مذهب کاتولیک برگشت. در سال ۱۶۵۲ م. با سکارون شاعر ازدواج کرد و در سال ۱۶۶۰ م. بیوه شد و مأمور تربیت بچه های لوئی چهاردهم و مادام مونتس بان شد و پس از مرگ ماری ترز در سال ۱۶۸۳ بطور مخفیانه با شاه ازدواج کرد و نفوذ فراوانی در لوئی چهاردهم داشت و پس از مرگ شاه در سال ۱۷۱۵ م. به سن سیر، خانه ای که او برای تربیت دختران نجیب و در عین حال فقیر بنیاد نهاده بود، رفت. (از لاروس).

کلمات هم‌قافیه با «منتنون»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ون» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید