معنی منتقث
8 بازدید
[ مُ تَ قِ ] (ع ص) شتابنده. (آنندراج) (از منتهی الارب). آنکه می شتابد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || برآورندهٔ مغز از استخوان. (آنندراج) (از منتهی الارب). آنکه از استخوان مغز برمی آورد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به انتقاث شود. || آنکه چیزی را آزمایش می کند. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
کلمات همقافیه با «منتقث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قث» برای سرودن شعر