معنی منتقب
7 بازدید
[ مُ تَ قِ ] (ع ص) زن روی بند بندنده. (آنندراج) (از اقرب الموارد). روی بندبسته. نقاب بسته. (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). || پنهان. روی پوشیده : بعد از آن چون آفتاب رسالت به حجاب غیب متواری و محتجب گشت و نور عصمت به نقاب عزت مختفی و منتقب... (مصباح الهدایه چ همایی ص ۱۵).
کلمات همقافیه با «منتقب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قب» برای سرودن شعر