معنی منتفد
7 بازدید
[ مُ تَ فَ ] (ع اِ) فیه منتفد عن غیره؛ در وی بی نیازی و فراخی است از دیگران. || تجد فی البلاد منتفداً؛ یعنی بیابی در شهرها گریزجای و رفتن جای و اضطراب جای. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مُ تَ فِ ] (ع ص) نیست گرداننده. || تمامی چیزی را گیرنده. || شیر دوشنده. (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). رجوع به انتفاد شود. || قعد منتفداً؛ به گوشه ای نشست و یکسوی گردید. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «منتفد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فد» برای سرودن شعر