معنی منتجه
6 بازدید
[ مُ تِ جَ ] (ع ص) تأنیث منتج. نتیجه دهنده : شاعری صناعتی است که شاعر بدان صناعت اتساق مقدمات موهمه کند و التئام قیاسات منتجه. (چهارمقاله ص ۴۲). اما ذکا آن بود که از کثرت مزاولت مقدمات منتجه، سرعت انتاج قضایا و سهولت استخراج نتایج ملکه شود. (اخلاق ناصری). رجوع به منتج شود.
کلمات همقافیه با «منتجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر