معنی منتجب‌الدین

معنی منتجب‌الدین

6 بازدید
[ مُ تَ جَ بُدْ دی ] (اِخ) رجوع به ابوالفتوح اسعدبن ابی الفضائل محمود و روضات الجنات ص ۱۰۱ و قاموس الاعلام ترکی شود.
[ مُ تَ جَ بُدْ دی ] (اِخ) لقب اسعدبن محمدعجلی اصفهانی. رجوع به اسعدبن... شود.
[ مُ تَ جَ بُدْ دی ] (اِخ) سالم بن احمد سالم معروف به منتجب نحوی عروضی بغدادی (متوفی به سال ۶۱۱ هـ . ق.). از علمای نحوی و از ادبای عصر خود و در عروض یگانه بود. وی از استادان یاقوت حموی بود. او راست: ارجوزه ای در نحو، کتابی در عروض، کتابی در قافیه و کتابی در صناعت شعر. و رجوع به معجم الادباء ج ۴ ص ۲۲۵ و روضات الجنات ص ۳۰۸ شود.
[ مُ تَ جَ بُدْ دی ] (اِخ) یزدی. وزیر سلطان حجاج (۶۵۵ -۶۸۱ هـ . ق.). از امرای قراختائی کرمان بود. پسر وی ناصرالدین منشی مؤلف کتاب «سمطالعلی للحصرةالعلیا» است. (از تاریخ مغول عباس اقبال ص ۵۱۹).

کلمات هم‌قافیه با «منتجب‌الدین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید