معنی منتج
11 بازدید
[ مُ تِ ] (ع ص) بچه آورنده. (آنندراج). زاینده. بچه آورنده. (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به انتاج شود. || نتیجه دهنده. (ناظم الاطباء). نتیجه دهنده. (غیاث) (آنندراج). نتیجه بخش : متابعت او منتج و مثمر محبت الهی است. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۲۲۷). - قیاس منتج؛ (اصطلاح منطق) قیاسی است که مقدمات آن درست باشد و ملتزم نتیجه بود مقابل قیاس عقیم. (اساس الاقتباس ص ۱۹۰). رجوع به قیاس شود.[ مُ تَ ] (ع ص) نتیجه گرفته. نتیجه گرفته شده : همهٔ دانشها از این کلمات منتج که بر دیوار کاخ افریدون نبشته است. (سندبادنامه ص ۳۳۷).[ مَ تِ ] (ع اِ) وقت نتاج آوردن و گویند: اتت الناقة علی منتجها؛ ای الوقت الذی تنتج فیه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). هنگام زه آوردن و وقت نتاج آوردن. (ناظم الاطباء).[ مَ تِ / مُ تَ ] (ع اِ) جای زه آوردن و جای زاییدن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «منتج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تج» برای سرودن شعر