معنی واژه منبثق
4 بازدید
[ مُمْ بَ ثِ ] (ع ص) شکافته. دریده. رخنه پیدا کرده. از هم شکافته. در هم شکسته. منثلم : گریبان روزگار از این حادثه چاک و سد سیلاب حوادث در این بلیه منبثق و یکسان با خاک. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۴۴). رجوع به انبثاق شود.