معنی مناقشه

معنی مناقشه

7 بازدید
[ مُ قَ / قِ شَ / شِ ] (از ع، اِمص) سختی با کسی در کاری. (ناظم الاطباء). سختگیری. مناقشت. مناقشة: مناقشهٔ شتر در صلاح طلبی چنانکه رفت در میان نهاد. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۲۵۳). دوم بخل و مناقشه با ایشان در اموال. (اخلاق ناصری). رجوع به مناقشة. و مناقشت شود. - مناقشه کردن؛ سختگیری کردن : با او در حساب مناقشه کند و در عفو مضایقه. (اخلاق ناصری). || ستیزگی و خصومت. نزاع و بحث. (از ناظم الاطباء): طلب نفایسی که موجب مناقشه و منازعت بود. (اخلاق ناصری). - امثال: در مثل مناقشه نیست، نظیر: مثل عین ممثل نیست. بلاتشبیه. دور از جناب. خطاب قرینهٔ استثناست. حاشا عن السامعین. (امثال و حکم ج ۲ ص ۷۹۶).

کلمات هم‌قافیه با «مناقشه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید