معنی مناقشة
8 بازدید
[ مُ قَ شَ ] (ع مص) با کسی به استقصا شمار کردن. (تاج المصادر بیهقی). باریکی کردن در حساب. (منتهی الارب) (آنندراج). باریکی نمودن و سختگیری کردن در حساب و در حدیث است: من نوقش فی الحساب عذب. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || با کسی دور و دراز گرفتن در چیزی. || نزاع کردن با کسی. (غیاث) (آنندراج). مجادله کردن و ستیهیدن. (از اقرب الموارد). رجوع به مناقشت و مناقشه شود. || با هم برکندن و برآوردن چیزی را به سوی خود. (غیاث) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «مناقشة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شة» برای سرودن شعر