معنی منافذ
6 بازدید
[ مَ فِ ] (ع اِ) جِ منفذ. (اقرب الموارد). جِ منفذ. سوراخها و راهها و معبرها و جایهای روان شدن و جاری گشتن باد و آب و جز آن. (ناظم الاطباء). خلل و فرج. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): در تجاویف کاریز اعضا و منافذ جوارح او تردد می کرد. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۵۴). در منافذ زمین از انواع انبارها مدخر گردانیده. (مرزبان نامه ایضاً ص ۱۴۳). هوا را بازدارد از رسیدن بدان منافذ. (مصنفات باباافضل).
کلمات همقافیه با «منافذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فذ» برای سرودن شعر