معنی منازعه
7 بازدید
[ مُ زَ / زِ عَ / عِ ] (از ع، اِمص) منازعة. منازعت. (از ناظم الاطباء). مخاصمه. خصومت. نزاع. تنازع. زد و خورد. منازعة. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): از سر تکبر و ترفع منازعه و مخاصمه ظاهر می گشت. (سلجوقنامهٔ ظهیری ص ۲۸). رجوع به منازعت و منازعة شود.
کلمات همقافیه با «منازعه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عه» برای سرودن شعر