معنی منادمة
5 بازدید
[ مُ دَ مَ ] (ع مص) با کسی ندیم کردن. (المصادر زوزنی). با همدیگر به مجلس شراب نشستن و همنشینی کردن. (منتهی الارب) (آنندراج). نشانیدن کسی را در مجلس شراب و همنشینی کردن با او. نِدام. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به منادمت شود.
کلمات همقافیه با «منادمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر