معنی منادات
4 بازدید
[ مُ ] (از ع، اِمص) آواز کردن. یکدیگر را آواز دادن. خواندن. ندا دادن. نداء. مناداة. (یادداشت مرحوم دهخدا): بعد از آن در منادات با رسول گفتندی یا رسول اللََّه و یا نبی اللََّه. (مصباح الهدایه چ همایی ص ۲۲۳). منادات و ذوق انس و مناجات متواتر باشد. (مصباح الهدایه ایضاً ص ۱۷۰). رجوع به مناداة شود. || (اِمص) جار و اعلان. (ناظم الاطباء). - منادات کردن؛ جار زدن و اعلان کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «منادات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر