معنی مناداة
5 بازدید
[ مُ ] (ع مص) کسی را خواندن. نداء. (المصادر زوزنی). خواندن و آواز دادن. رجوع به منادات شود. || با دیگری نشستن در انجمن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || با هم نازیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || راز را آشکار کردن. || پیدا گردیدن راه. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || دیدن و دانستن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مناداة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر