معنی مملکتبخش
5 بازدید
[ مَ لَ / لِ کَ بَ ] (نف مرکب) بخشندهٔ مملکت. بخشندهٔ کشور و سرزمین. که پادشاهی و دارائی سرزمینی و ناحیتی و کشوری را به کسی بخشد: کیست اندر همه عالم چو تو دیگر ملکی مملکت بخش و فلک جنبش و خورشیدمثال. فرخی. سلاطین نژادا خلیفه پناها تویی مملکت بخش و اسلام پرور.خاقانی. مملکت بخشی که نقش هشت حرف نام اوست بیضهٔ مهری که بر کتف پیمبر ساختند. خاقانی.
کلمات همقافیه با «مملکتبخش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خش» برای سرودن شعر