معنی مملکتآرایی
5 بازدید
[ مَ لَ / لِ کَ ] (حامص مرکب) عمل مملکت آرا. آرایش مملکت. کشورآرایی : سنت او عدل فرمایی و سیرت او مملکت آرایی. (سندبادنامه ص ۲۵۰). بقاباد پادشاه دادگر و خسرو هفت کشور را در دادفرمایی و مملکت آرایی. (سندبادنامه ص ۲۱۸).
کلمات همقافیه با «مملکتآرایی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر