معنی مملک
7 بازدید
[ مُ مَ لْ لَ ] (ع ص) در ملک کسی درآمده و توانگرشده و مالک گشته. (ناظم الاطباء). به ملک درآمده. (آنندراج). || پادشاه. (آنندراج) (ناظم الاطباء) || داماد. (یادداشت مرحوم دهخدا).[ مُ مَ لْ لِ ] (ع ص) آنکه مالک می کند دیگری را. (ناظم الاطباء). مالک گرداننده. (آنندراج). مالک کننده. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مملک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر