معنی مملحة
5 بازدید
[ مَ لَ حَ ] (ع اِ) شورستان و نمکستان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء): ارض مملحة؛ زمینی نمک ور: طلسمی دیگر برابر نمکستان به سی گز زمین از آن دور برابر درخت مملحه پنهان کرد. (تاریخ قم ص ۸۷).[ مِ لَ حَ ] (ع اِ) نمکدان. (منتهی الارب) (آنندراج) (دهار) (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «مملحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر