معنی ممطر
9 بازدید
[ مُ طِ ] (ع ص) بارنده. بارانی. - عارض ممطر؛ ابر بارنده. (از ناظم الاطباء). - یوم ممطر؛ روز بارانی. روز باباران. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).[ مِ طَ ] (ع اِ) لباس پشمین که در باران برای محافظت از آن می پوشند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بارانی. (منتهی الارب) (دهار) (آنندراج). جامهٔ بارانی. ج، مماطر. (مهذب الاسماء). یاپونچی.
کلمات همقافیه با «ممطر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طر» برای سرودن شعر