معنی ممضا
11 بازدید
[ مُ ] (ع ص) امضاشده و تصدیق شده و رقم شده. (ناظم الاطباء). ممضی. رجوع به ممضی شود. - ممضا داشتن؛ مورد موافقت و مصدق و قابل قبول تلقی کردن و پذیرفتن.
کلمات همقافیه با «ممضا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضا» برای سرودن شعر