معنی ممض
9 بازدید
[ مُ مِ ض ض ] (ع ص) کحل ممض؛ سرمهٔ چشم سوز. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ممض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مض» برای سرودن شعر