معنی ممدوحی
5 بازدید
[ مَ ] (حامص) ستوده بودن. ستودگی. پسندیدگی. || ممدوح کسی بودن. مورد مدح کسی قرار داشتن. مقابل مادحی.[ مَ حی ی ] (ص نسبی، اِ) سکهٔ ترکی عراقی از نقره، مساوی ۲۴ قرش که گمان می رود منسوب به ممدوح پاشا بوده باشد. (از نقودالعربیة ص ۱۸۶).
کلمات همقافیه با «ممدوحی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حی» برای سرودن شعر