معنی ممتاز سمرقندی
6 بازدید
[ مُ زِ سَ مَ قَ ] (اِخ) ملا محمد عابد فرزند ملا محمد زاهد. از شاعران قرن یازدهم. هفت قلم را خوش می نوشته. از اوست: یک عمر به ابنای جهان گردیدم کافور زدم سردی ایشان چیدم هر موی که بود بر تنم گشت سفید چون صبح آخر به ریش خود خندیدم. (از تذکرهٔ نصرآبادی ص ۴۳۹ و فرهنگ سخنوران).
کلمات همقافیه با «ممتاز سمرقندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر