معنی ممانعة
4 بازدید
[ مُ نَ عَ ] (ع مص) بازداشتن از یکدیگر و کسی را از چیزی. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). کسی را از چیزی بازداشتن. (مصادر زوزنی). کسی را از چیزی واداشتن. (تاج المصادر بیهقی). بازداشتن و منع کردن. (غیاث اللغات). || در اصطلاح، عبارت از آن است که سائل مقدمات دلیل استدلال کننده را کلاً یا بعضاً نپذیرد. (از کشاف اصطلاحات الفنون). رجوع به تعریفات جرجانی شود.
کلمات همقافیه با «ممانعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر