معنی مماسن
6 بازدید
[ مِ سِ ] (اِخ) قومی در حوالی سیحون که در مقابل اسکندر سخت مقاومت کردند، ولی سرانجام مغلوب گشتند. (از ایران باستان پیرنیا ج ۲ صص ۱۷۰۴ -۱۷۰۵).
کلمات همقافیه با «مماسن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سن» برای سرودن شعر