معنی مماذق
5 بازدید
[ مُ ذِ ] (ع ص) دوست باطمع غیرخالص. (آنندراج). دوست غیرخالص و باطمع. (ناظم الاطباء). غیرمخلص. (از اقرب الموارد). آن که در دوستی خالص نباشد. مَذّاق. (منتهی الارب) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). دوستی که از دوستی خود طمعی دارد. رفیق بی اخلاص : غصهٔ اخوان نامصادق و اصدقاء مماذق اگر با گور بری درنگنجی. (نفثةالمصدور ص ۶).
کلمات همقافیه با «مماذق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذق» برای سرودن شعر